۱۳۸۸ فروردین ۳۰, یکشنبه

رادیوگرافی

ساده لوح رادیو گرافی می خواند و رادیوگراف می شود.
یک روز یک دختر بسیار زیبا میایه و میگه که اکس ری صدرش ره بگیره.
ساده لوح عکس ره میگیره و میگه که دوساعت دیگه بیا و عکست ره ببر
وقتی ساده لوح عکس ره میبینه متوجه می شه که یک استخوان قبرغهء دختر شکسته است .
دوساعت میگذره و دختر دنبال عکس میایه. ساده لوح برش میگه:
اینه ای عکس ، یک استخوان قبرغهء تان شکسته بود که مه با فوتوشاپ او ره جورکردم ، تشویش نکیند.

۱۳۸۸ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

آب بازی

یک روز ساده لوح مخواهد آب بازی کنه میره در حوض هوتل انترکانتیننتال که در یک فضای آزاد است و بسیار پاک است و کست هم می مانند .
نفر مسوول کست فلم تایتانیک در تیپ میمانه ، ساده لوح غرق میشه.

یک جمله

یک روز معلم به ساده لوح میگه که یک جمله بساز که در آن آب به کار رفته باشد.
ساده لوح میگه: من پیپ را از نل برون کردم.
معلم میگه : کو دراین جمله آبش؟
ساده لوح میگه: دربین پیپ

تمساح

یک روز ساده لوح یک چوچهء تمساح پیدا میکنه و خواستش ایس که او ره خانه ببره.
درراه دوستش اوره می بینه و میگه خانه نبرش ، باید ای ره ببری به باغ وحش.
فردایش ، همو دوستش می بینه که باز تمساح پیش ساده لوح است .
برش میگه: مگم باغ وحش نبردیش؟
ساده لوح میگه : بردم ، دیروز باغ وحش بردمش ، امروز می برمش سینما

آب معدنی

یک روز ساده لوح یک بوتل آب معدنی میخره و کمی از آبش می خوره ومیره خانه به زن خود میگه:
یک ذره او ده ای بنداز که او معدنیش بسیار زیاد شده

آب دهن

ساده لوح یک روز در پهلوی جوی می دویده.
یکی ازش می پرسه کجا می دوی ؟
میگه: تف کدم ده او افتاد حالی میرم گیرش کنم و لغتش کنم

طوطی وزندان

یک روز یک طوطی با یک موتر سایکل سوار تکر می کنه و طوطی بی هوش میشه.
وقتی به هوش میایه می بینه در یک قفس است، میگه:
وای خدا مثلیکه موتر سایکل سوار مرده